توکه میخندی انگار آدم دیگری می شومچشم هایم را میبندم
خنده ات هزار باره در دلم منعکس می شود
و فراموش می کنم
کجای دنیا ایستاده ام، نگران چه بودم ، فردا چه خواهد شد و دیروز چگونه گذشت؟
تو که میخندی
زندگی ام سفید و گل گلی می شود
نور خورشید به خانه ی دلم می تابد
بوی گل های رز و مریم همه جا می پیچد
و من از نو عاشق می شوم
از نو متولد می شود
تا بار دیگر زن بودن را برایت تجربه می کنم.
برچسب:
نویسنده: مهراد شریعتی
تاريخ: پنجشنبه
18 بهمن
1397 ساعت: 1:47