شب ها،
کنار اندام مردانه ات که آرام خوابیده است
کنار پلک های بسته ات که دو خورشید پشتشان پنهان کرده است
کنار نفس های آرام و مردانه ات
منتظر طلوع فردایمان هستم
.
.
.
چشمانت را که باز کنی،
دنیا بهار میشود
پرنده ها دوباره می خوانند
گل ها شکوفه میزنند
و من هر روز از نو دوباره عاشقت می شود.
پ.ن: قسمت دوم....
برچسب:
نویسنده: مهراد شریعتی